معنی الحن
6 بازدید
[ اَ حَ ] (ع ن تف) دانا و آگاه تر. (از آنندراج). افطن. هشیارتر. هو الحن من فلان؛ ای اسبق فهماً منه. و منه: «لعل احدکم الحن بحجته من الآخر»؛ یعنی شاید یکی از شما داناتر و آگاه تر از دیگری بدلیل خویش است. (از اقرب الموارد). || خوشخوان تر و خوش آوازتر. داناتر بقراءت یا غناء: هو الحن الناس؛ ای احسنهم قراءة او غناء. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «الحن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حن» برای سرودن شعر