معنی الحمدللََّه

معنی الحمدللََّه

4 بازدید
[ اَ حَ دُ لِلْ لاه ] (ع جملهٔ اسمیه) (مأخوذ از قرآن) در مقام تشکر میگویند یعنی شکر میکنم خدا را. (ناظم الاطباء). سپاس و ستایش خدای راست. المنةللََّه. شکراًللََّه. و گفتن الحمدللََّه را حَمدَلَه گویند: خون صید اللََّه اکبر نقش بستی بر زمین جان مرغ الحمدللََّه سبحه گفتی در هوا. خاقانی. از نکویی در او عجب ماندم بر وی الحمدللهی خواندم.نظامی. مکن گریه بر گور مقتول دوست قل الحمدللََّه که مقتول اوست. سعدی (بوستان). شکر نعمت حق تعالی گفتن که الحمدللََّه از آن عذاب الیم برهیدم. (گلستان سعدی). گفت الحمدللََّه که هنوز در توبه باز است. (گلستان سعدی). عیشم مدام است از لعل دلخواه کارم بکام است الحمدللََّه.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «الحمدللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید