معنی الحال
4 بازدید
[ اَ ] (ع ق) این هنگام. همین وقت. همین حالا. (فرهنگ ناظم الاطباء). اکنون، مرکب است از الف و لام عهد و حال، و بعضی از مردم که آنرا لفظی مفرد دانند و بکسر اول خوانند غلط محض است. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). کنون. فعلاً. بالفعل : بمشک و غالیهٔ خال و زلف او قلمم نوشت مدحت محمودبن حسن الحال . سوزنی. الحال چنانچ ضریبهٔ خراج هفتاد و دو دینار گشته... (تاریخ قم ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «الحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر