معنی الحاف
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ستیهیدن. (منتهی الارب). مبالغه کردن و لجاج کردن و ستیهیدن. (آنندراج). الحاف سائل؛ ستیزه کردن و الحاح و اصرار او در خواستن. (از اقرب الموارد). الحاح کردن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامه تهذیب عادل): {/Bلاََ یَسْئَلُونَ اَلنََّاسَ إِلْحََافاً. ۱۹-۲۲۲:۲۷۳/}(قرآن ۲/۲۷۳)؛ یعنی از مردمان چیزی نخواهند به الحاح. (کشف الاسرار ج ۱ ص ۷۴۰). || زیان رسانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). زیان رسانیدن بکسی. (از اقرب الموارد). || در بن کوه رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || دامن کشان رفتن بناز. (منتهی الارب) (آنندراج). کشیدن دامن بزمین از تکبر و خودپسندی. (از اقرب الموارد). || از بیخ کندن ناخن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || پوشانیدن لباس کسی را. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «الحاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر