معنی الجاره
5 بازدید
[ اَ رَ / رِ ] (اِ) گونه ایست از شونگ (درخت جنگلی) که آنرا در ارسباران بنام مذکور (الجاره)، در خلخال، دُقٌّزدانَه یا دُقٌّزدون و در گیلان: پلاخور نامند. رجوع به درختان جنگلی ثابتی ص ۱۱۳ و جنگل شناسی ساعی ج ۱ ص ۲۶۵ و پلاخور و دقزدانه شود.[ اَ لَ رَ / رِ ] (اِ) یا خوشِه اَنگور گونه ایست از اَرجَنَک (درخت جنگلی) که آن را در خلخال به همین نام (الجاره)، در کتول، خوشه انگور و آش انگور، در «زیارت گرگان»، اَشَنگور در کلارستاق و لاهیجان و دیلمان خَرِزال، در دیلمان وُشر، در درفک سیاه درخت، و در کجور کُلی کَک گویند و نام عربی این درخت را عَوسَج و شجرة الدکن و شوکةالصباعین گفته اند. (از درختان جنگلی ثابتی ص ۱۳۳).
کلمات همقافیه با «الجاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر