معنی التواء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) تافته و دوتاه شدن رسن. (منتهی الارب). پیچیده شدن. (مصادر زوزنی). || سستی و کاهلی کردن در کار. || کج گشتن ریگ. (منتهی الارب). لوی القدح و الرمل از باب فرح لوی بکسر اول فهو لوٍ بر وزن کتف، یعنی کژ شد تیر و ریگ مثل التوی. || خمیدن. || روی برگردانیدن. (منتهی الارب): همه از این تحکم سر بپیچیدند و ابا و التواء و نفار و استکبار پیش گرفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || بر خود پیچیدن مار. (منتهی الارب). || (در اصطلاح پزشکی) انحراف و پیچیدگی مهره های پشت است بسوی راست یا چپ. (کشاف اصطلاحات الفنون). مهره که از جای خویش بجانب دیگر شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). زوال فقرات بیکی از دو سوی. (بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «التواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر