معنی التفاف
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) جامه در خود پیچیدن. یقال التف فی ثوبه و کذا التف به. (منتهی الارب). خود را در جامه پیچیدن. (تاج المصادر بیهقی). || افزون شدن گیاه و درهم پیچیدن آن. (منتهی الارب). بهم درشدن شاخهای درخت. (تاج المصادر بیهقی). بهم درشدن گیاه و شاخ درخت و برپیچیده شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل).
کلمات همقافیه با «التفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر