معنی التداد
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) از گلو فروبردن دارو را. (منتهی الارب). دارو به یک جانب دهن فروخوردن. (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || میل کردن، یقال التد عنه؛ ای زاغ. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «التداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر