معنی التحام
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) کفشیر گرفتن جراحت و سر استوار کردن آن. (منتهی الارب). پیوسته شدن جراحت. (تاج المصادر بیهقی). با یکدیگر پیوستن جراحت. (مصادر زوزنی). || سخت گردیدن جنگ. (مصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «التحام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر