معنی التحاد
2 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) خمیدن. (منتهی الارب). || میل کردن بکسی. || از دین برگشتن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «التحاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر