معنی التجا ساختن
5 بازدید
[ اِ تِ تَ ] (مص مرکب) پناه بردن. پناه آوردن. التجا بردن. التجا کردن : اصفهبد از شهریار بساری رفت و بمنوچهربن شمس المعالی التجا ساخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۲۹). او بدین سبب بخراسان آمد و بحضرت سلطان التجا ساخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۰۱). رجوع به التجا بردن و التجا کردن شود.
کلمات همقافیه با «التجا ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر