معنی الباجی
5 بازدید
[ اَ ] (اِخ) رجوع شود به باجی، القاضی ابوالولید سلیمان....[ اَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آب (بلوک عنافجه) بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در ۲۰ هزارگزی شمال اهواز کنار راه شوسهٔ اهواز به اندیمشک هوای آن گرمسیر و در دشت واقع است و ۷۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از چاه، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و حشم داری و صنایع دستی آنان قالیچه بافی است. راه دهکده در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین آن از طایفهٔ الباجی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «الباجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر