معنی الای
6 بازدید
[ اَ ] (ترکی، اِ) اسباب. تشریفات. شکوه. (دزی). - الای جاوش؛ مأمور دولتی که کار او رساندن پیغامها و اعلان جنگ است. (دزی). - الای مدافع؛ زد و خورد. (دزی). - امیر الای؛ کلنل. سرهنگ. (دزی). - بالالای؛ با شکوه تمام. با تشریفات. (دزی).
کلمات همقافیه با «الای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر