معنی الام
4 بازدید
[ اُ ] (اِ) پیغام و نوشته ای را گویند که زبان بزبان و دست بدست برسانند. || (ص، اِ) پیغام رساننده. (برهان). تکرار الام نیز همین معنی دارد. (برهان).[ ] (اِ) بلغت خوارزمی بمعنی جا و موضع و مکان. (شعوری ج ۱ ص ۱۴۷ ب). مغولی، بمعنی موضع و جای و منزل. (آنندراج).[ اُ ] (ترکی، اِ) نوعی خراج که سابقاً در بعضی قرا رعایا به مالکان میپرداختند: پول اخراجات به هر اسم و رسم که باشد سیما علوفه... و الام... مزاحمت بحال ایشان نرسانید. (مرآت البلدان ج ۱ ص ۳۳۷).[ ] (اِخ) نام یکی از فرزندان نوح که به بابل مقام داشت و ضحاک قصد کشتن او کرد. وی بگریخت و با فرزندان در زمین روم مقام گرفت و بدانجا درگذشت. (مجمل التواریخ ص ۱۴۷).
کلمات همقافیه با «الام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر