معنی الآم
6 بازدید
[ اِلْ ] (ع مص) فرزند ناکس آوردن. || کاری کردن که بدان ناکس کنند و نکوهش کنند. (منتهی الارب). کاری کردن که مردمان لئیم خوانند ویرا. (تاج المصادر بیهقی). || بند کردن رخنهٔ کُمکُم (آفتابه) و سبو. || اصلاح کردن حال کسی را. || (اِ) جِ لئیم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «الآم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آم» برای سرودن شعر