معنی اقوی
6 بازدید
[ اَقْ وا ] (ع ن تف) قوی تر. بنیروتر. نیرومندتر. محکم تر. تواناتر و زورآورتر. (ناظم الاطباء). قوی تر و زورمندتر. (غیاث اللغات) (آنندراج): از ارکان امیر یوسف الدین که رکن اقوی بود. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «اقوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر