معنی اقوام
7 بازدید
[ اَقْ ] (ع اِ) جِ قَوْم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بمعنی خویشاوندان و فرقه ها و گروهها و طایفه ها. (ناظم الاطباء): چشم از آنروز که برکردم و رویت دیدم بهمین دیده سر دیدن اقوامم نیست.سعدی. و رجوع به قوم شود.
کلمات همقافیه با «اقوام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر