معنی اقهام
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) حقیر شمردن و چشم فروپوشیدن از چیزی. || نخواستن و ناخوش داشتن چیزی را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || خواهش نکردن طعام را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آرزو ناکردن طعام. (تاج المصادر بیهقی). || خواهش کردن طعام را. از اضداد است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || باز شدن آسمان از ابر و گشاده شدن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). واشدن میغ. (تاج المصادر بیهقی). واگردیدن ابر از آسمان و گشاده شدن آن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقهام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر