معنی اقنف
6 بازدید
[ اَ نَ ] (ع ص) اسب سپیدگردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۱ شود. || مرد خردگوش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی). آنکه گوش وی خرد بود. (مهذب الاسماء). ج، قُنف. (مهذب الاسماء). || مرد ستبربینی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقنف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نف» برای سرودن شعر