معنی اقفز
4 بازدید
[ اَ فَ ] (ع ص) اسبی که دستش تا آرنج سپید باشد. (صبح الاعشی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مقفز. رجوع به صبح الاعشی ۲:۲۱ شود.
کلمات همقافیه با «اقفز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فز» برای سرودن شعر