معنی اقفد
7 بازدید
[ اَ فَ ] (ع ص) فروهشته گردن یا سطبرگردن. || آنکه بسر انگشتان پای راه رود و دو پاشنه اش بزمین نرسد. || مرد فربه دست و فربه پای و کوتاه انگشتان. || ستور که بسر سم وی خمیدگی باشد در رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر