معنی اقفاء
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ قفا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به قفا شود.[ اِ ] (ع مص) فزونی نهادن کسی را بر کسی. || خاص گردانیدن کسی را بچیزی. || برگزیدن کسی را بکاری. || قفا خوردن. || نواله و بخش نهادن بجهت مهمان. || برگزیدن بدان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اقفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر