معنی اقطاعات
5 بازدید
[ اِ ] (ع اِ) جِ اقطاعة و اقطاع : او را بانواع الطاف و کرامات و مزید قربات بنواخت و باقطاعات زیادت موعود گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). سالها باید تا ترتیب لشکری دهند و خزانه های مالامال تا در وجه مواجب و اقطاعات ایشان بردارند. (جهانگشای جوینی). رجوع به اقطاع و اقطاعة شود.
کلمات همقافیه با «اقطاعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر