معنی اقضاض
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) در پست آمیختن چیزی خشک از قند و شکر و مانند آن. || سنگریزه ناک شدن جای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || خاک آلوده گشتن خوابگاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درشت شدن خوابگاه. (المصادر زوزنی). || درشت و خاک آلوده گردانیدن خوابگاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درشت کردن خوابگاه. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر). || خاک آلود شدن گوشت پاره. || در پی کارهای باریک و دقیق شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || گذاشتن چیزی را سنگریزه و خاک آلوده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اقضاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر