معنی اقصم
6 بازدید
[ اَ صَ ] (ع ص) آنکه نیمهٔ دندان او شکسته باشد. (آنندراج). نیمهٔ دندان پیشین شکسته. (منتهی الارب). شکسته دندان. دندان پیشین از نیمه فراشکسته. (تاج المصادر بیهقی) (مهذب الاسماء). آنکه دندانش نیمه شکسته باشد به پهنا. مؤنث آن قصماء. ج، قُصم. (از اقرب الموارد). رجوع به اقصف شود. || آنکه یک شاخ او شکسته باشد. (آنندراج). || آنکه ساق وی شکسته باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اقصم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صم» برای سرودن شعر