معنی اقصار
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ قَصرَة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به قصرة شود.[ اِ ] (ع مص) بازایستادن از کاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (ترجمان). || درآمدن بشبانگاه. || بچهٔ کوتاه بالا زادن. || بازداشتن و بیرون کشیدن از چیزی باختیار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کوتاه کردن نماز را. شکسته خواندن نماز را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). کم کردن نماز. (تاج المصادر بیهقی). قصر کردن نماز را. || سالخورده شدن میش و گوسفند. || سوده شدن دندان میش و ماده بز از کلانسالی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقصار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر