معنی اقشاش
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) به شدن از بیماری چنانکه از جدری. || رفتن و شتافتن. || بسیار شدن خشکی در جایی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقشاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر