معنی اقسوس
5 بازدید
[ اَ ] (معرب، اِ) زرشک. (ناظم الاطباء). دانه ایست مانند زرشک و چون آنرا بشکنند چیزی چسبنده و لزج از درون آن درآید، با زرنیخ بناخن تباه شده نهند برویاند و جمیع ورمها و آماسها را نافع است و مویزج عسلی همانست. (آنندراج) (هفت قلزم) (برهان).
کلمات همقافیه با «اقسوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر