معنی اقسئنان
6 بازدید
[ اِ سِ ءْ ] (ع مص) سخت شدن از پیری. (تاج المصادر بیهقی). کلانسال و پشت دوتا گردیدن. || درگذشتن در کاری. || تاریک شدن شب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || درشت گردیدن و خشک شدن چوب. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقسئنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر