معنی اقری
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ قَرو. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به قرو و اقروه شود.[ اَ را ] (ع ص) بزرگ پشت. (المصادر زوزنی). گویند: ناقة قرواء و جمل اقری؛ ای طویلةالسنام. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اقری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر