معنی اقرف
6 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ص) سخت سرخ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). الاحمرالقانی. (اقرب الموارد). || مااقرفه و اقرف به؛ چه خوش سزاوار است او. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اقرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر