معنی اقرحة
6 بازدید
[ اَ رِ حَ ] (ع اِ) جِ قَراح. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بمعنی آب صافی و پاکیزه بی آمیختگی چیزی و آب شیرین و سرد و خالص و بی آمیغ از چیزی. (آنندراج). رجوع به قراح شود. || زمین های آب و گیاه. (آنندراج): و وقفوا علیهم من النواحی والاقرحة و العقارات جمله کثیرة. (ابن الطقطقی ص ۱۲۷).
کلمات همقافیه با «اقرحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر