معنی اقذاء
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ قِذی ََ. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رجوع به قذی شود.[ اِ ] (ع مص) خاشاک انداختن در چشم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج). خاشه در چشم افکندن. (تاج المصادر بیهقی). || خاشاک برآوردن از چشم. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). از لغات اضداد است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اقذاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر