معنی اقدسی
6 بازدید
[ اَ دَ ] (اِخ) از مشاهیر شعرای ایران و از مردم طوس است. گویند خودپسند و مردم گریز بود. مزاجش با هیچ کس سازگاری نداشت با بیکسی و تنهایی عمر خود را بسر آورد. از او است: بپای ناقه خروشان دل شکستهٔ کیست که این صدا بصدای جرس نمی ماند. (از قاموس الاعلام).
کلمات همقافیه با «اقدسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر