معنی اقداح
4 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ قَدَح، بمعنی کاسه ای که دو کس را سیر گرداند یا عام است. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء): تن عدوی تو با ناله باد چون تن زیر لب ولی تو پر خنده چون لب اقداح.؟ || جِ قِدح، بمعنی تیر قمار و تیر تمام ناتراشیده. (اقرب الموارد). رجوع به قدح شود.[ اِ ] (ع مص) عیب کردن کسی را. فحش گفتن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اقداح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر