معنی اقحوان

معنی اقحوان

5 بازدید
[ اَ حَ ] (ع اِ) بر وزن ارغوان معرب اکحوان است که شکوفهٔ ریحان و بابونه باشد. احداق المرضی. خبزالغراب. شجرةالکافور. بابونهٔ گاو. و بضم اول و ثالث هم بنظر آمده. (آنندراج) (برهان). از اسفرمهاست، نوعی از گاوچشم است میان او زرد است و کناره های او سپید است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). گونه ای از آن سپید و گونه ای اشقر است نوع سپید آن قوی تر است و بو و مزهٔ تند و تیز دارد. (قانون بوعلی سینا مقالهٔ دوم از کتاب دوم چ تهران ص ۱۵۸). بابونه. قراص. (بحر الجواهر).
[ اُ حُ ] (ع اِ) قُحوان. بابونج. بابونه. (منتهی الارب). رجل الدجاجة. کرکاش. مقارجه. بابونک. بابونق. (یادداشت مؤلف). شجرهٔ مریم. کافوریه. جِ اقاحی. اقاح. (منتهی الارب). در تاج العروس آمده: اقحوان بابونج [ بابونه ] است نزد عجم و قُرّاص است نزد عرب. (تاج العروس). کافور اسپرم. (مهذب الاسماء): ز بان و ارغوان و اقحوان و ضیمران نو جهان گشته است از خوشی بسان لات و العزی. منوچهری.

کلمات هم‌قافیه با «اقحوان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید