معنی اقتوار
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) گرد بریدن چیزی. || محتاج گردیدن. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || بحث کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اقتوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر