معنی اقتناص
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) شکار کردن. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء): اولیای دولت را بر اقتصاص و اقتناص او تحریض داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). کی دهد زندانیی در اقتناص مرد زندانی دیگر را خلاص.مولوی. || کسب کردن. (غیاث اللغات از کنز و لطائف) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اقتناص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر