معنی اقتعاط
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) عمامه بستن بی درآوردن آن زیر زنخ. در حدیث است: انه علیه السلام نهی عن الاقتعاط و امر بالتحلی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عمامه بر سر بستن بی تحت الحنک. (تاج المصادر بیهقی). دستار در سر بستن بی تحت الحنک. (المصادر زوزنی). عمامه بستن بر سر بی تلحی. (صراح اللغة).
کلمات همقافیه با «اقتعاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر