معنی واژه اقتتال
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) کشتهٔ عشق یا جن گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و فعل آن مجهول بکار رود. (منتهی الارب). کشتن عشق و یا پری کسی را. (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج). || کارزار کردن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). تقاتل. (المصادر زوزنی). با یکدیگر کارزار کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). با هم کارزار کردن. (آنندراج).