معنی اقتار
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ قُتُر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بمعنی کرانه و جانب. (آنندراج) (منتهی الارب). || جِ قُتْر. (ناظم الاطباء). رجوع به قتر شود.[ اِ ] (ع مص) نفقه را بر عیال تنگ کردن. (ترجمان القرآن) (منتهی الارب). نفقه تنگ داشتن. (تاج المصادر) (ناظم الاطباء). || در کازه درآمدن صیاد. || لازم گرفتن چیزی را. || نیازمند شدن مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درویش شدن. (تاج المصادر) (ترجمان القرآن). || بخور کردن زن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خوشبوی کردن بعود. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اقتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر