معنی اقبیة
5 بازدید
[ اَ یَ ] (ع اِ) جِ قباء. (منتهی الارب) (دهار) (ناظم الاطباء): شد گونه گونه تاک رز چون پیش بند رنگ رز اکنونت باید خز و بز گرد آوری و اقبیه . منوچهری.
کلمات همقافیه با «اقبیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر