معنی اقبص
6 بازدید
[ اَ بَ ] (ع ص) بزرگ سر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درازسر یا گردسر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آنکه از پیش پا بر موضع پاشنه خاک پاشد در رفتار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، قُبص. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اقبص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بص» برای سرودن شعر