معنی اقاحٍ
7 بازدید
[ اَ حِنْ ] (ع اِ) اَقاحی. جِ اقحوان. (منتهی الارب). بابونجها. بابونه ها. ریاحین. (مهذب الاسماء). رجوع به اقحوان شود.
کلمات همقافیه با «اقاحٍ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حٍ» برای سرودن شعر