معنی اف کردن
5 بازدید
[ اُ کَ دَ ] (مص مرکب) تأفیف. (تاج المصادر بیهقی). اظهار کراهت کردن. اف گفتن : در آینهٔ دولت تا زنگ پذیر است در دهر کرا زهرهٔ اف کردن و آهست. سوزنی.
کلمات همقافیه با «اف کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر