معنی افیلون
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) درمنهٔ کوهی. (ناظم الاطباء) (آنندراج). اگر خاکستر آنرا با روغن بادام بر موضع ریش بمالند موی برآرد و آنرا بعربی شیح خوانند. (آنندراج) (برهان). مقل. (مؤید). شیح جبلی. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «افیلون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر