معنی افگنده
6 بازدید
[ اَ گَ دَ / دِ ] (ن مف) افکنده. همان افکنده بمعنی انداخته شده و ساقط شده و پرت شده، گسترده، حذف شده، از شمار خارج گشته است. رجوع به افکنده شود: ز کشته نبد جای گشتن بجنگ ز برف و ز افگنده شد جای تنگ.فردوسی. یکی رزمشان کرده شد همگروه زمین شد ز افگنده بر سان کوه.فردوسی.
کلمات همقافیه با «افگنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر