معنی افگن
6 بازدید
[ اَ گَ ] (نف مرخم) اندازنده. افگننده. (یادداشت مؤلف). بیخ افگن، تاب افگن، سنگ افگن، شیرافگن، کوه افگن، بساطافگن، بارافگن، پرتوافگن، پس افگن، پلنگ افگن، پیل افگن، خصم افگن، دست افگن، زورافگن، رمزافگن، سایه افگن و سرافگن از ترکیب آن مستعمل است. (آنندراج). || (فعل امر) امر افگندن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «افگن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گن» برای سرودن شعر