معنی افژیدن
6 بازدید
[ اَ دَ ] (مص) افژودن. افشردن. فشار دادن و جز آن. (از ناظم الاطباء). و رجوع به افژودن شود.
کلمات همقافیه با «افژیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر