معنی افژولانیدن
4 بازدید
[ اَ دَ ] (مص) تقاضا کنانیدن. || برانگیزانیدن و پریشان کنانیدن. || آشامیدن فرمودن. || رفع تشنگی کردن. (ناظم الاطباء). و رجوع به افژولیدن شود.
کلمات همقافیه با «افژولانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر